به پایان امد این دفتر حکایت همچنان باقیست . . . . 


صحنه پیوسته به جاست !!!!!



اینجا رو گل میگیریم دوستان عزیز اما به این جا سفر میکنیم <<<<<<



http://bushehrmusic.ir/



منتظر تونیم  .



سلام عرض می کنم خدمت خواننده گان عزیز وبلاگ


ممنونم که در نبود من با این همه نظرات من رو قافلگیر کردید


خدا کنه بتونم بازگردم و دوباره بنویسم با کیفیت بهتر و کاری که لایق استانم بوشهر باشه



بازم ممنونم .




بدون شرح 


کلیک کنید 


آواها و آیین آفریقایی و بوشهری بررسی می‌شود

خبرگزاری فارس: محسن شریفیان پژوهشگر موسیقی آواها و آیین آفریقایی و بوشهری (آفرو بوشهری) را بررسی می‌کند.
 


محسن شریفیان ، پژوهشگر موسیقی بوشهری در گفت‌وگو با خبرنگار موسیقی فارس گفت: بنده فردا در دومین  

 سمینار بین‌المللی نمایش‌های آئینی-سنتی حضور خواهم داشت و به اتفاق خانم شریفه اسماعیل مناپ از تانزانیا به ارائه مقاله خواهم پرداخت. 
وی ادامه داد: ما تلاش داریم تا تاثیر فرهنگ آفریقایی بر آواها و نمایش‌های بوشهر را بررسی نماییم. 
این پژوهشگر اضافه کرد: در این سمینار ضمن اشاره به تاریخ ورود آفریقایی‌ها به بوشهر و علت‌های تاثیر پذیری فرهنگ بوشهر از بردگان آفریقایی و تاثیرات برجای مانده بر موسیقی، زبان، رنگ، غذا و نژاد در سه بخش مهم؛ موسیقی و نمایش‌های آیینی و سنتی آفریقا در بوشهر را مورد بررسی قرار خواهیم داد. 
شریفیان در خاتمه خاطر نشان کرد:این سمینار فردا ساعت 30/16 در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار می‌شود.

 

موریس ژار آهنگساز فیلم‌های "دکتر ژیواگو" و "محمد رسول الله" و برنده سه جایزه اسکار، روز یکشنبه بر اثر ابتلا به سرطان در 84 سالگی در لس آنجلس درگذشت. به گزارش خبرنگار مهر، بی‌بی‌سی اعلام کرد ژار که 9 نامزدی و سه جایزه اسکار در کارنامه داشت، سال 1962 با ساخت موسیقی متن فیلم "لورنس عربستان" در سطح بین‌المللی به شهرت رسید و این فیلم آغاز همکاری 20 ساله و بسیار موفق او با دیوید لین فیلمساز بریتانیایی بود.

ژار 13 سپتامبر سال 1924 در شهر ---- فرانسه به دنیا آمد و دوران موسیقیایی خود را با فراگیری پرکاشن و رهبری ارکستر در کنسرواتوار پاریس آغاز کرد. او سال 1952 با ساخت موسیقی متن فیلم Hotel des Invalides به کارگردانی ژرژ فرانژو وارد دنیای سینما شد.  

 

  

 

ژار تا اواسط دهه 1960 موسیقی چند فیلم فرانسوی را نوشت تا اینکه هالیوود او را کشف کرد. آهنگساز برنده اسکار بیش از 150 فیلم در کارنامه داشت و با تعدادی از فیلمسازان مطرح دنیای سینما شامل جان فرانکن‌هایمر، آلفرد هیچکاک، جان هیوستن، لوکینو ویسکونتی، پیتر ویر و فولکر شلوندورف کار کرد.

او سه بار برای فیلم‌های "لورنس عربستان"، "دکتر ژیواگو" 1965 و "گذری به هند" 1984 - هر سه به کارگردانی دیوید لین - برنده اسکار شد و برای فیلم‌های "یکشنبه‌ها و سیبل" 1962، "زندگی و روزگار قاضی روی بین" 1972، "محمد رسول الله" 1976، "شاهد" 1985، "گوریل‌ها در مه" 1988 و "روح" 1990 نامزد اسکار بود.

ژار بعدها بر موسیقی الکترونیک متمرکز شد و پسرش ژان میشل ژار که از پیشگامان موسیقی الکترونیک است، این راه را با موفقیت ادامه داد. او فوریه پیش در پنجاه و نهمین دوره جشنواره فیلم برلین با دریافت جایزه یک عمر دستاورد تقدیر ‌شد. 


دیتر کاسلیک مدیر جشنواره برلین در این باره گفت: آهنگسازان فیلم اغلب در سایه کارگردانان بزرگ و ستاره‌های بازیگری هستند، اما این مسئله درباره موریس ژار فرق می‌کند. "دکتر ژیواگو" مانند بیشتر آثار او شهرتی جهانی دارد و همچنان در تاریخ سینما فراموش‌نشدنی است. 

 

استفاده از صندلیهای حسی در کنسرت موسیقی ناشنوایان 

 

 

محققان با استفاده از صندلی مخصوص لمسی قصد دارند کنسرت موسیقی را در تورنتو کانادا مخصوصا افراد ناشنوا برگزار کنند. به گزارش خبرگزاری مهر، صندلی هایی که به افراد ناشنوا توانایی شنیدن موسیقی را خواهد داد در کنسرت موسیقی که مخصوص افراد ناشنوا برپا خواهد شد، مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
صندلی "اموتی" ابداعی است که سه سال پیش در دانشگاه ریرسون اختراع شده و برخی از دانشمندانی که در تولید آن شرکت داشته اند نیز در گروه نوازندگان کنسرتی که برای ناشنوایان برگزار خواهد شد شرکت دارند.
یکی از انواع این صندلی ها به 16 بلندگو که در قسمت پشتی و بازوها جاسازی شده اند مجهز است که این بلندگوها توانایی تحریک حس لامسه فرد را دارند. نمونه دیگر به 14 بلندگو مجهز است که از ارتعاشات حرکتی بیشتری برخوردار بوده و زمانی که موسیقی یا ساز خاصی شروع به نواختن می کند فعال خواهد شد.
در گذشته تنها راهی که به واسطه آن افراد ناشنوا توانایی شنیدن موسیقی را داشتند عبور امواج صوتی و حس این امواج بود اما صندلی های اموتی با شکستن فرکانسهای صوت امکان حس انواع نواختهای سازهای مختلف را از میان بلندگوهای مختلف به فرد خواهد داد. همچنین این صندلی ها می توانند فرکانسهای بالای صدا را به امواجی که توسط گوش ناشنوایان قابل ردیابی است، تبدیل کنند.
پوست انسان توانایی تمیز دادن اصوات با طول موج پایین و بالا را تا سطح هزار هرتز داشته و می تواند فرکانسهای بالای 2 هزار هرتز را نیز ردیابی کند اما امکان تمیز دادن اصواتی در فاصله هزار و 500 تا 2 هزار هرتز امری است که تاکنون به اثبات نرسیده است.
خوشبختانه اکثر سازهای موسیقی به گونه ای نواخته می شوند که در دامنه ردیابی صوتی پوست قرار می گیرد. برای مثال پوست انسان توانایی ردیابی سه بخش از اصوات ناشی از پیانو را دارد. محققان نیز بر همین اساس ابداع این صندلی را پایه گذاری کردند.
محققان دریافتند می توان فرکانسهای اصوات بلند را فشرده ساخته و فرکانس اصوات کم را افزایش داد و با جا دادن تمامی اصوات در دامنه ردیابی پوست، امکان احساس این امواج را برای افراد ناشنوا به وجود آورد.
آزمایش بر روی افراد ناشنوا نشان می دهد که با استفاده از این صندلی افراد توانایی حس کردن موسیقی را داشته و حتی در زمانی که موسیقی کلاسیک برای آنها پخش شد افراد به رهبری گروه فرضی نوازندگان آن می پرداختند.
کنسرت موسیقی که با استفاده از صندلی های اموتی برگزار خواهد شد به سیستم دیگری به نام میوزیک ویز نیز مجهز است که با نمایش بصری موسیقی به صورت انیمیشن و اشکال گرافیکی می تواند تاثیر گذاری صندلی ها را افزایش دهد. رنگهایی که توسط این نرم افزار نمایش داده خواهد شد با نت های در حال نواخته شدن در ارتباط است که با اشکال متفاوت در غلظتهای متفاوت نمایش داده می شود.
بر اساس گزارش سی بی اس، در این صورت تجربه شنیدن موسیقی برای افراد ناشنوا تنها یک تجربه لمسی نخواهد بود بلکه با تلفیق تصویر می تواند تاثیر قابل توجهی بر روی فرد گذاشته و درک وی را از موسیقی افزایش دهد. 

 

 

آ/ الف

آ:


آیین جمشید
از آوازهای سی گانه باربد. این لحن را نظامی ساز نوروز خوانده است.

آذربایجانی

از گوشه های دستگاه شور است.

آرایش خورشید

از لحان سی گانه باربد است. در برهان قاطع نام این آواز آرایش جهان آمده است.

الف:

ابوعطا

یکی از متعلقات دستگاه شور، که گامش با آن یکی است و تنها اختلاف آن با شور در توقف مکرر روی درجه چهارم ( نت شاهد ) و درجه دوم ( نت ایست ) است. حجاز نیز شبیه به ابوعطا است و بیشتر برای خواندن مناجاتهای مذهبی و قرآن بکار می رود.

ابوالچپ

نغمه ای که در ماهور و راست پنچ گاه آید.

ارجنه

نوایی و لحنی است از موسیقی.

اسپهان

نام آهنگی از موسیقی.

اسپهانک

نام آهنگی از موسیقی.

اشکنه

نام نوایی از موسیقی است.

اشوراوند

از اصطلاحات موسیقی است.

اصباهان

نام مقامی است از کلیه دوازده مقام موسیقی و آن را اصفهانک نیز خوانند.

اصفهان

یکی از چهار مقاله اصلی موسیقی است دارای دو فرع، حسینی و نوا، نام پرده ای از دوازده پرده موسیقی، اصفهانک نیز گفته می شود.

اصول ثقیل

یکی از هفده اصول موسیقی و اصول را به هندی تال گویند.

اصول خفیف

یکی از هفده اصول موسیقی.

اصول دار

در هیات نوازندگان کسی را گویند که اصول نگاه دارد یا با اشارات دست و چوب و با ضرب آنان را به اصول رهبری کند.

آن که با طبل یا دف یا دورویه( دایره ) اصول نگاه دارد و خوانندگان و رقاصان و ورزشکاران را رهبری کند.

اصول فاخته

نوع یازدهم از هفده گونه اصول در موسیقی است. نام اصولی باشد که از هفده بحر اصول موسیقی و آنرا فاخته ضرب هم خوانند و نام صوتی هم هست.

افشار

نغمه ای از دستگاه شور است، گوشه های مهم آن عبارتند از: درآمد، جامه دران، مثنوی پیچ، قرایی، شاه ختایی.

اوج

از گوشه های دستگاه شور است.

اورنگی

یکی از الحان سی گانه باربد است.

اوفر

هشت ضرب ( دیک دک دک دیک دیک دک ) از ضربهای موسیقی ایران است.  

 

 

 

ادامه دارد ...

 

پخش زنده عزداری بوشهر در اینترنت   

 آئین های عزاداری بوشهر در تکیه حضرت ابوالفضل (ع) بوشهر به صورت   

زنده از سایت اینترنتی آن پخش می شود. 

به گزارش «خلیج فارس» این تکیه طی سال های گذشته یکی از موفق ترین   

تکایای بوشهر در حذب جوانان به مراسم عزاداری اباعبداالله الحسین (ع) بوده و امسال  

 نیز مانند سال گذشته آئین های عزاداری خود را از طریق اینترنت در سایت قرار داده است. 

این سایت نشانی http://www.ya-zeinab.com/  قابل دسترسی است.

 

 

 

به گزارش خبرنگار موسیقی فارس،گروه موسیقی بوشهری لیان به سرپرستی محسن شریفیان بعد از اجرا در خانه هنرمندان مسکو در روز عید فطر،در قالب یک کنسرت پژوهشی به معرفی موسیقی محلی بوشهر پرداختند که با استقبال بسیار مخاطبان قرار گرفت.
این کنسرت پژوهشی در دانشگاه موسیقی چایکوفسکی مسکو که یکی از معتبرترین دانشگاه‌های موسیقی روسیه است ،به مدت 2 ساعت برگزار شد.
گروه لیان که بعد از اجرا در بازی‌های المپیک پکن برای اجرای موسیقی محلی جنوب ایران به روسیه دعوت شده‌اند در ادامه برنامه خود دیروز در جمهوری تاتارستان به روی صحنه رفتند و امروز نیز در آستراخان روسیه کنسرت خود را برگزار می‌کنند.
گروه بوشهری لیان به عنوان یکی از فعال‌ترین گروه‌های نواحی ایران است که علاوه بر اجرا در مناطق مختلف ایران در کشورهای مختلفی به اجرای موسیقی بوشهر پرداخته است.

حبیب مفتاح : من از جنوب آمده‌ام.

  گروه "دارکوب" در فستیوال موسیقی معاصر در فرهنگسرای ارسباران به لطف درخشش حبیب‌مفتاح‌بوشهری و همایون نصیری دو کوبه‌ای نواز برجسته کشور اینک از وجهه‌ی خوبی بین علاقمندان سختگیر موسیقی برخوردار است. گروه دارکوب از ۲۵ تا ۲۹ مهر در تالار اندیشه اجرایی متفاوت خواهد داشت. حضور محمد‌رضا گلزار بازیگر سینما در این گروه و نیز اجرای یکی از قطعات فولکلور بندرعباسی با صدای ناصر عبداللهی[‌‌یمبو سئنه] ، هر کدام مخاطبان بسیاری را به تالار اندیشه می‌کشد. علاوه بر اینها علاقمندان جدی موسیقی و دوستداران سبک دارکوب را هم نباید فراموش کرد.به بهانه‌ی این اجراها گفتگویی تلفنی داشتم با حبیب مفتاح بوشهری، حبیب علاوه بر گروه "دارکوب" در گروه "پیتر‌سلیمانی" و نیز گروه "فیه ما‌ فیه" هم نوازندگی می‌کند.  

 

                                 حبیب مفتاح بوشهری

 

                                            

  درباره‌ی اجرایی که با گروه دارکوب  دارید توضیحات مختصری بدهید.

این گروه را همایون نصیری تشکیل داده. با این گروه در فستیوال موسیقی معاصر نزدیک به دو ماه قبل هم اجرا داشتم. که اجراهای خوبی بود و مورد استقبال زیادی قرار گرفت. تقریبا همان قطعات را اجرا می‌کنیم.

آیا اضافه شدن گلزار به گروه یک ترفند تبلیغاتی است؟ یا اینکه او ...

نه! بیشتر همین است.چون گلزار با همایون دوستی نزدیکی دارد و خودش هم دوست داشت که با گروه باشد.به هر حال او یک سوپر استار است و مخاطب خاص خودش را دارد.حضور او از نظر تبلیغاتی خیلی موثر است. تا همین حالا نیمی از بلیط‌ها به فروش رفته است.

 خب آیا به لحاظ حرفه‌ای این به کار گروه لطمه نمی‌زند؟

نه ! خب دیدگاه ها متفاوت است. بستگی دارد چطور نگاه کنیم . شاید برخی مثبت و برخی هم منفی به این قضیه نگاه کنند. 

اجراهای گروه دارکوب در فستیوال موسیقی معاصر از دیدگاه بسیاری منتقدین مورد توجه بوده و خود تو به عنوان یکی از چهره‌های درخشان این فستیوال مطرح شدی . این در حالی است که تو در دو گروه متفاوت حاضر بودی ! می خواهم بدانم در این اجراها تو چقدر آزاد و خودت بودی ؟

بله مو با دو گروه دارکوب و پیتر سلیمانی اجرا داشتم. مو استایل خودم ساز می‌زنم. تقلید از هیچ نوازنده‌ای نمی‌کنم. به یک سری تجارب رسیده‌ام که از آنها استفاده می‌کنم. شخصیت مو در هر گروه متفاوت بود. در گروه پیتر سلیمانی موسیقی جز بود و در گروه دارکوب یک فرم متفاوت دیگر.

یکی از اتنقاد‌های مطرح شده نسبت به کار شما در گروه دارکوب پخش صدای برخی سازها به صورت پلی بک بود .شما از این صداها مثل یک مترونوم استفاده می کردید؟

بله هم این بود و هم اینکه ما نیاز به حجم صدای بیشتری داشتیم و کسی را هم نمی‌توانستیم اضافه کنیم  که این سازها را بنوازد. بنابراین سازهایی که نمی‌توانستیم روی سن بیاوریم را ضبط کردیم و به صورت پلی‌بک پخش کردیم ‌که از نظر حجم صدا به ما کمک شود.

ریتم در موسیقی جنوب جایگاه خاصی دارد. تو چقدر از ویژگی‌های موسیقی جنوب در کارهایت استفاده می‌کنی؟

خب ببین مو حتی نحوه سازبندی‌ام روی سن برای مخاطب مشخص می‌کند که جنوبی‌ام.بجز کاخان که یک ساز امریکای جنوبی است. امکانات موسیقی جنوب خیلی به مو کمک می‌کند .

ما حتی دو کار داریم که بر گرفته از موسیقی بوشهر هستند.سِلی‌گا و دی‌زنگرو که در دی‌ز‌نگرو از حلبی هم استفاده کردم.

 

                  

 

 

از حلبی در موسیقی بوشهر هم استفاده می شود؟

بله. در موسیقی دی‌زنگرو که هنگام ماه گرفتگی اجرا می شود از حلبی استفاده می‌شود.در کل سعی می‌کنم بیشتر از ریتم‌های جنوبی استفاده کنم.

در کاری که با سعید شنبه‌زاده اجرا کرده بودی از ترکیبی که بین سازهای کوبه‌ای بندرعباسی هست هم استفاده کرده بودی .

بله. مو قبل از آن در کیش که اجرا می‌کردیم وقتی ضرب و تیمپو می زدم کنارم یک ساز پییه هم نواخته می‌شد.به این فکر افتادم که در اجراهای خودم هم وقتی چهار ساز جلویم می‌چینم طوری اجرا کنم که شنونده هم صدای ضرب و تمپو را بشنود و هم صدای پیپه را، تا یک رابطه پلی‌ریتمیک بین این‌ها بوجود بیاید.

در مصاحبه‌ای که مدتها پیش با سایت میراث فرهنگی کرده بودی از قول تو نقل شده‌بود که ریتم بندرعباسی ریتم خلیجی و عربی است !؟

نه ببین مو منظورم ریتم فولکلور بندرعباس نبوده. منظور مو ریتم‌های رایج در اجرای برخی گروه‌های پاپ بندرعباس بود. مو خودم با بچه‌های بندرعباس ساز زدم و هیچ وقت چنین حرفی راجع به ریتم اصیل دهل و کسر پیپه‌ی بندر نزدم.

تمایز ریتم بندرعباسی در چیست ؟

در پلی ریتمیک بودن آن.این پلی ریتمیک بودن در موسیقی بوشهر وجود ندارد.در بوشهر پنج ساز با هم یک ریتم را می نوازند دمام ، دایره‌زنگی و ... همه یک ریتم را می‌زنند، یکنواخت است. اما در ریتم بندرعباس این یکنواختی وجود ندارد. سه ساز مختلف سه چیز متفاوت می‌نوازند و یک ریتم را بوجود می‌آورند.

این پلی ریتمیک بودن در جاهای دیگر هم دیده می‌شود؟

 بله در همه موسیقی‌هایی که صحبت از ریتم است وجود دارد.از افریقا گرفته تا امریکای لاتین.این یک اصل مهم در ریتم است که باید رعایت شود.

آنطور که درخبر‌ها خواندم انگار قرار است یک کار فولکلور بندرعباسی با صدای ناصر‌‌عبداللهی هم اجرا کنید.

بله. چون بچه های گروه ما اکثرا با ناصر کار کرده‌اند و پس از اینکه ناصر فوت کرده اتفاقی در جهت یادکردن از او صورت نگرفته دوستان تصمیم گرفتند این کار را انجام دهند . می‌دانید که همایون کارش را با ناصر شروع کرد . بابک بروجردی برایش کیبورد می زد . امید حاجیلی هم ترومپت...

این تجربه فکر می کنم برای اولین بار انجام می شود. به نظر تو اجرا چطور می شود؟ با توجه به تمریناتی که داشته اید.

خیلی خوب و جالب شده . حتی از ‌آن‌چیزی که در آلبوم هست هم زیبا‌تر شده . چون سازها زنده هستند .

مو هم سعی کرده‌ام ریتم دهل کسر را بزنم تا به فضای اصلی نزدیک‌تر شود.

 

هدف و برنامه‌ات برای آینده چست ؟

خب مو اول باید خودم را به مخاطب بشناسانم . در این چند وقتی که به ایران آمده‌ام به نتایج خوبی رسیده‌ام . باید نشان دهم که یکی مثل حبیب مفتاح از جنوب آمده و دارد کار می‌کند.

آرزوی موفقیت برای تو .

منبع :http://siavarshan.blogsky.com

شاهین فرهت گفت: در موسیقی ردیفی دستگاهی و نواحی بسیار به امر پژوهش محتاجیم و باید توجه بیشتری به این امر شود



وی در پاسخ خبرنگار ایسکانیوز مبنی براین که آیا آموزش موسیقی به صورت تجربی و آکادمیک در عمل تفاوتی با هم دارد خاطرنشان کرد: اختلاف بسیاری میان یادگیری موسیقی به صورت تجربی و آکادمیک وجود دارد و افراد با موسیقی خود آموزی به جایی نمی رسند البته این امکان وجود دارد که افراد با استعداد با ساز زدن و مطالعه کردن موفقیتی کسب کنند اما این موفقیت به هیچ عنوان جنبه آکادمیک و خدمت هنری در دراز مدت را ندارد.

وی درخصوص همایش علمی آسیب شناسی آموزش عالی موسیقی که قرار است مردادماه در حوزه هنری برگزار شود گفت: من با هر گردهمایی که در این حوزه برگزار شود موافقم زیرا این اقدامات قدمی به سمت جلو است و برای شناساندن این هنر قدیمی پربار به جوانان کمک بسزایی می کند.

شاهین فرهت، در ۱۳۲۵ در تهران، متولد شده است او در سال‌های اخیر سمفونی‌های زیادی ساخته است و شاید از پر کارترین آهنگسازان موسیقی کلاسیک باشد. با اینکه رشته‌اش موسیقی کلاسیک اروپایی است به موسیقی ایرانی و به خصوص موسیقی مقامی ایران نیز علاقه زیادی دارد. او با استفاده از ملودی‌های ایرانی، موسیقی‌هایی می‌سازد که در گوشه و کنار جهان شنیده می شوند.

فرهت سمفونی‌هایی چون سمفونی درباره زندگی امام رضا (ع)، سمفونی "خلیج فارس"، "دماوند"، "بانوی ایرانی" و "تهران" را ساخته است. او پس از درگذشت فریدون ناصری چندی سرپرست ارکستر سمفونیک تهران بود .

شاهین فرهت آهنگساز و پژوهشگر موسیقی روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار موسیقی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، گفت: دروسی که در دانشگاه های ایران در حوزه موسیقی تدریس می شود مطابقت بسیاری با متد روز جهان دارد و روش علمی و پایه ای موسیقی در همه جای دنیا یکسان است.
این آهنگساز افزود: آموزش و تدریس موسیقی در دانشگاه تهران که من در آنجا تدریس می کنم با معیارهای جهانی مطابقت دارد.

 

 

هنر تفسیر در نوازندگی موسیقی کلاسیک
 
هنر تفسیر در نوازندگی موسیقی کلاسیک: در بین فعالیتهای گوناگون و اعجاب انگیز بشر اجراهای زنده موسیقی از مقام شاخصی برخوردارند. اینکه چرا بعضی از اجرا های موسیقی هیجان انگیز تر از دیگر اجراها هستند به عوامل بسیار متفاوتی ارتباط دارد. آنچه مسلم است مهمترین این عوامل میزان قدرت هنرمند در تفسیر و تعبیر قطعات موسیقی است که خود مستلزم ممارست و شتاخت جامع از ابعاد مختلف نوازندگی است .



در سالهای آخر قرن بیستم - جهان موسیقی همواره در تلاش برای تعالی قابلیتهای فیزیکی در این هنر بود و در توسعه سازها و یا در آموزش نوازندگان مقوله فن صرفا در راستای قابلیتهای تکنیکی توصیف میشد .


امروز بیش از هر زمان دیگری نوازندگان دوباره به اهمیت جنبه های زیبا شناسی در اجراهای موسیقی پی برده اند و در تلاشند تا مهارتهای فنی و تکنیک خود را نه در راستای ارائه صرفا یک تکنیک خارق العاده بلکه در راه دستیابی به بیان زیبا در اجرای یک قطعه موسیقی استفاده کنند.


در دهه نود جنبش هنری در غرب فن تفسیر در اجرای موسیقی را همپای مهارتهای تکنیکی یکی از بنیادی ترین ارکان نوازندگی مطرح ساخت. و با بررسی های روان شناسی زیبا شناسی در صدد آمد تا بهترین شیوه برای انتقال و اشاعه هنر تفسیر در نوازندگی را جستجو کند .


نکته:در نوازندگی گیتار بیشر توجه نوازندگان و حتی اساتید بر تکنیک بالا و سرعت بوده تا جنبه های دیگر از قبیل موزیکالیته…(ح . ف )


از انجا که موسیقی همچون زبان یک فرایند فرهنگی است و بخشهای عظیمی از فراگیری ان متکی بر عناصر زایشی است طبیعی است که این جنبش در کشورهای توسعه یافته با مشکلات کمتری رو به رو شد .


اما در کشورهای در حال توسعه با توجه به استانداردهای متوسط ویا پایین در آموزش موسیقی کلاسیک همچنین قابل دسترس نبودن هنرمندان و متخصصین عالی رتبه و کمبود اجراهای کم نظیر یافتن بهترین روش برای آموزش تفسیر موسیقی در نوازندگی کار بسیار دشواری به نظر میرسید.


نکته:( یکی از دلایل توصیه بنده به نوازندگان گیتار کلاسیک برای شرکت اجباری‌!!!!در مستر کلاسیهای خانم افشار همین مورد دانش کم و یا حتی عدم آشنایی اساتید برجسته با مفاهیم جدید در دنیای آموزش میباشد ومتاسفانه تاکید بر روشهای غلط آموزشی و عدم قبول و پذیرش مفاهیم جدید . ح.ف )


امروز در کشورهای غربی آموزش موسیقی بر دو محور :
۱= آموزش آشکار یا بیرونی (Explicit)
۲=اموزش ضمنی یا درونی (Implicit)


انجام میپذیرد در انتقال مفاهیم تفسیروتعبیر موسیقی در نوازندگی بخش بزرگی از آموزش ها باید درونی انجام پذیرد که در یک محیط فرهنگی غنی نا خود آگاه و خود به خود به نوازندگان انتقال میابد .


با توجه به اینکه در کشور ما موسیقی کلاسیک غربی از ارکان فرهنگ اصیل- بومی و ملی نیست اما آموزش آن گستره وسیعی از جامعه ایران را در بر گرفته لازم است به رهیافتهایی دست یابیم که بتواند عناصری را که در غرب از طریق محور درونی در آموزش موسیقی کلاسیک منتقل میشوند در یک روند منطقی و نظری به طور شفاف و واضح مطرح سازند .


این نوشتار قدمی است مقدماتی در ارائه راه حلهایی در ار تباط با آموزش موسیقی کلاسیک غربی در ایران و تاکید بر آموزش تفسیر موسیقی به عنوان یکی از مهمترین ار کان هنر نوازندگی . ( نه داستن سرعت و تکنیک بالا! و نواختن نت …نه یک قطعه! )


از جهت معنی شناسی لغت - تفسیر - به معنی هویدا کردن و بیان کردن و شرح دادن است . اگر ریشه های لغت (Interpretation ) در لاتین را نیز بررسی کنیم متوجه میشویم در همان ۳ جهت معنا میدهد


۱=تعبیر کردن ۲=ابراز کردن ۳=توضیح دادن


چنانچه در در تفسیر موسیقی نیز این سه عنصر را در نظر گیریم متوجه میشویم که معنا بخشیدن به یک قطعه موسیقی نمیتواند صرفا بر اساس نت نوازی و یا حتی داشتن اطلاعات تاریخی - لغوی - تئوریک و حفظ اطلاعات و کلیات موسیقی باشد . تفسیر موسیقی گرچه امری ساده بنظر میرسد در عمل نوازندگی بسیار پیچیده و عمیق است .


ابعاد متفاوتی دارد و نیازمند تجربه طولانی آگاهی هنری و زیبایی شناسی اشراف به لایه های گوناگون ساختار در قطعه موسیقی و در نهایت دستیابی به تکنیک عالی نوازندگی که در حین نواختن کنترل تام بر ترکیب تمامی موارد فوق را امکان پذیر سازد . در چنین فرایندی مرحله آغاز آشنایی با مواد اولیه قطعه است .


این مرحله که فراگیری نت اولین قدم نوازنده در برقرای ارتباط با قطعه موسیقی میباشد چارچوبهای صوتی قطعه را برای او روشن می سازد و جوهر خلاقیت را در او بیدار میکند . اما تفسیر و تعبیر موسیقی متاثر از دو مرحله مرتبط و تکمیلی دیگر است که اساسی ترین نقش را در هنر نوازندگی ایفا میکند.


در یک مرحله برقراری ارتباط بین اصوات موجود در قطعه - گروه بندی و طبقه بندی موتیف های ملودیک و ریتمیک - یافتن جمله ها و اجزای آنها - ادغام آنها با یکدیگر - آغاز - پایان و یا حل ایده ها در یکدیگر و مواردی از این قبیل است که آن را:


شناخت چهارچوب های ساختاری قطعه می نا میم



و مرحله دیگر که از ویژگی خاصی برخوردار است :
- آشنایی


با حوزه ها یی است که جریان حرکت و پایایی قطعه را تحت تاثیر خورد قرار میدهند.

مهمترین این حوزه ها:
انتقال انرژی در یک قطعه ی موسیقی است که در هنگام نوازندگی دستخوش نوسانات متعددی میشود.


مرحله سوم را شناخت چهاچوب های احساسی و عاطفی قطعه می نامیم و آنرا اساسی ترین مرحله در تفسیر و تعبیر موسیقیقی محسوب میکنیم.

در تفسیر موسیقی ساده ترین مطلبی که میتواند راهگشای دستیابی به بیانی زیبا باشد شناخت هنرمند از سنتهای اجرای موسیقی است یعنی آنتچه امروز با نام Performance Practice در جهان مطرح شده است .

سنتهای اجرا که در طی قرون گذشته به پیشرفت سبکهای موسیقی کمک کرده اند باعث تثبیت معیارهای زیباشناسی شده اند که این معیارها در نحوه برخورد هنرمند با چهارچوبهای صوتی از اهمیت بسیاربالایی برخوردارند.


از انجا که معیارهای زیباشناسی در هر دوره ای متفاوتند نوازنده میباید به نحوه ی ترکیب ملودی ها - ریتم ها - جمله ها - موتیف ها و حتی روش آرتیکولاسیون و برقراری تمپو در هر دوره هنری توجه داشته باشد تا بتواند در بیان حال و حس درست قطعه موفق بشود.

اما فراتر از رعایت معیارهای زیبا شناسی تاریخی - استفاده از فنونی که مرحله دوم تفسیر یعنی چهارچوبهای ساختار کمک میکند . استفاده از فن آرتیکولاسیون است .


آرتیکولاسیون ظرافتهای ساختاری قطعه را روشن کردن لازمه ی هر اجرای خوب است.


فرایند جمله بندی که شامل تفکیک ایده های اصلی از فرعی - تشخیص مضامین انتقالی و یا نحوه ی جابجایی موتیف های مشترک و متضاد و برقراری ارتباط بین جمله ها و اجزای انها میشود یکی از این فنون است که در ایجاد تفسیر شیوا و هیجان انگیز قطعه نقش مهمی ر ایفا میکند.


از دیگر مواردی که میتواند با شفافیت بیشتر چهارچوبهای موجود در ساختار قطعه را نشان دهد و استفاده صحیح از آن به نمایان ساختن الگوهای ریتمیک و یا ملودیک و ترتیب و طبقه بندی آنها کمک کند .


در مرحله سوم که چهارچوب های احساسی قطعه را پوشش میدهد اساسی ترین فن استفاده از دینامیزم و تحرکات صوتی است که تاثیر مستقیم بر فرایند تفسیر دارد و حرکت قطعه را به وضوح تداوم میبخشد .


در ساختار یک قطعه بخشهای مربوط و یا متضاد با درجه بندی تدریجی و یا ناگهانی صدا چنانچه در یک تسلسل منطقی در کنار هم قرار گیرند ایجاد پوایی و حرکت میکنند و ساختار قطعه را به صورت یک پارچه دستخوش جنب و جوش و فرازو نشیب های احساسی میکنند.

بدین ترتیب برای نمایان ساختن چهارچوبهای احساسی استفاده از دینامیزم زمانی موثر خواهد بود که انتقال انرژی و جریان سیال قطعه در آن نهفته باشد.
فن استفاده از دینامیزم در ایجاد تنش و رهایی نیز نقش مهمی ایفا میکند و این امر خود نیروی محرکه ی انتقال انرژی و ایجاد تنش و رهایی در قطعه محسوب میشود .


ایجاد تنش ورهایی در دینامیزم وابسته به آشنایی با تمامی پارامترهای موسیقی اعم از قابلیتهای ریتمیک و یا تونال چه ملودیک و هارمونیک است و بدین خاطر شناخت چهارچوب های صوتی و ساختاری قطعه در برخورد با آن از اهمیت بسیاری برخوردار است .

به همین دلیل انتقال انرژی و ایجاد حرکت و پویایی در قطعه نیازمند تعامل بین تمامی ساختارهای ذکر شده و متکی بر قدرت نوازنده در برقراری ارتباط بین اجزا کوچک و بزرگتر و استفاده از آن ارتباطات در تبلور ترکیبات بزرگ و ساختار جامع قطعه است.
برای دستیابی به شیوه ای که بتواند در حین توجه به اجزای کوچک تر قطعه موسیقی را به صورت یک واحد کل ارائه دهد.

هنرمند میباید همواره در تلاش باشد که مهارتهای تکنیکی خود را در خدمت بیان شیوا و تفسیر پویا استفاده نماید .

در این باره ۲ سوال اساسی میتواند هدایت کننده ذهن نوازنده باشد .

۱=حرکت قطعه از کدام نقطه به کدام نقطه طراحی شده است؟


۲= برای ارائه شفاف ابعادی که در تداوم این حرکت موثرند چه باید کرد؟ چنانچه این دو سوال همیشه مد نظر هنرمند باشد پویایی قطعه تضمین است.

نکات ذکر شده نمونه ای از مسائل بنیادین هستند که میباید در تفسیر موسیقی به هنگام نوازندگی در نظر گرفته شوند.

یک برخورد جامع با فرایند تفسیر که چهارچوب سه گانه قطعات را بطور واحد در نظر بگیرد ایجاب میکند که پارامتر های ش مشخصی هنگام نوازندگی دنبال شود .

در یک برنامه ریزی منطقی لازم است این پارامترها را چنین طبقه بندی کنیم:

۱=هویت : شخصیت قطعه از نظر معیارهای زیباشناسی تاریخی .

توافق و تضاد : توجه به اشتراکات و تفاوتهای موجود در ساختار جمله یا قطعه


۳=ترکیب و تفکیک : برقراری همبستگی و یا جدایی بین ابعاد مختلف جمله یا قطعه

۴=جهت و حرکت : توجه به قابلیتهای تنیدگی و میزان انرژی در ساختار یک جمله یا قطعه .

۵=انگیزه : توجه به ترکیب احساس و حالات عاطفی در جریان قطعه .

۶=تعادل : ایجاد تناسب و یکپارچگی در جریان قطعه


۷=تداوم : ایجاد پیوستگی و استمرار در جریان قطعه.

موارد فوق پارامترهایی هستند که در نت و یا پارتیسیون قطعه منعکس نمیشوند و آشنایی با آنها محتاج آموزشهای عملی و صمعی است .

اما آنچه از مطالب فوق برداشت میشود این نکته است که در فرایند نوازندگی علاوه بر توجه به عناصر نت - تمپو - ریتم - کوک - و امثال آن می باید به عنصر دیگری که جریان و حرکت نام دارد نیز توجه خاصی بشود .
گرچه این عنصر و ملحقات آن در نوشتار فعلی به صورت تئوریک بر روی کاغذ منعکس شده است میتوانیم با روشهای هوشمند و خلاق آموزش آنرا بعنوان یکی از ارکان اساسی در تربیت نوازندگان در ایران مطرح سازیم .(پایان)

منبع مجله هنر موسیقی
نویسنده :
دکتر آذین موحد
عضو هیئت علمی موسیقی دانشکده هنر های زیبا - دانشگاه تهران
تحصیلات : دکترای نوازندگی موسیقی با تخصص ( هنرهای اجرایی و نوازندگی فلوت از دانشگاه ایلینوی آمریکا )
تحصیلات فوق دکترا در علوم نوازندگی در دانشگاه هاروارد آمریکا

 

سلانه

 



سلانه دارای شش سیم اصلی با قابلیت انگشت گذاری و شش سیم طنینی است که بسیار شبیه به رباب امروزی است. با این تفاوت که بر روی کاسه رباب پوست می کشند، ولی سلانه از صفحه ای چوبی همانند سه تار بهره می برد. وجود شش سیم اصلی، خود گویای افزایش گستره صوتی ساز نسبت به هم خانواده های خود یعنی تار و سه تار است و بویژه صداهای بم که در حال حاضر فقط از کاسه های بربط و تارباس بیرون می آید. گفتنی است شکل و شمایل سلانه چندان هم جدید نیست و شباهت ظاهری و باطنی آن به ساز موجود در غرب ایران یعنی دیوان غیرقابل انکار است. دیوان سیم های فرعی یا طنینی ندارد، اما گستره صدایی آن و همین طور اندازه کاسه و دسته اش بسیار نزدیک به سلانه است. تمام کوشش مبتکر این ساز در راستای نیل به اهداف زیر بوده است: یک. استفاده از واخوان ها جهت تقویت هارمونیک ها و حجم و تنوع بخشیدن به رنگ آمیزی صدای ساز. دو. امکان دستیابی به صداهای بم تر (از طریق اضافه کردن سیم های اصلی) به صورتی که جنس و رنگ و حالت صدا ایرانی بماند. سازنده همچنین متذکر شده که کوشش در جهت نیل به این اهداف و جست وجوی صداهای گمشده سلانه را به بار آورده است. تا اینجای کار وظیفه یک صنعتگر هنرمند به پایان می رسد و حال نوبت موسیقیدان است تا نقشی برای خود و همین طور نقشی برای سلانه تعریف کند و برای نخستین بار این مسئولیت بر دوش هنرمند نام آشنا، حسین علیزاده نشسته است. تکنوازی وی در دستگاه سه گاه و آوازهای بیات اصفهان، بیات کرد و افشاری، نغمه هایی هم آشنا و هم غریب به گوش می رساند. آشنا از این جهت که فواصل نواخته شده چیزی متفاوت از موسیقی دستگاهی نیست و غریب از جهت صدادهی ساز چنان که سازنده ساز و همین طور نوازنده آن بر این ویژگی اشاره داشته اند. شکی نیست سونوریته سلانه در شکل گیری شخصیت آن نقش اصلی را بازی می کند، اما بخشی از هویت این ساز نوپا در نحوه استفاده از آن پنهان است. علیزاده در توضیحات نوار با اشاره به کمی وسعت صدایی سازهای ایرانی بویژه در نمونه ضبط های اواخر قاجاریه، قابلیت سلانه را در تولید صداهای بم مورد اشاره قرار می دهد. وی همچنین می گوید: استفاده از سازهای سنتی در موسیقی دستگاهی، در سالهای متمادی چه در تکنوازی و چه در همنوازی، رنگ و صداهای یکنواختی ایجاد کرده که حتی اگر آثاری جدید به وسیله این سازها اجرا شود، به علت رنگ صداها و وسعت محدود آنها تکراری جلوه می کند. موسیقی ایران طی سده اخیر همواره پذیرای سازهای جدید از نقاط مختلف جهان بوده است. آن دسته از سازهای میهمان که با جنس موسیقی ایرانی و شیوه بیانش، سنخیت بیشتری داشتند، جایگاهی ثابت و قابل اعتنایی در پهنه موسیقی ایران برای خود کسب کرده اند، اما برخی دیگر به دلیل ناسازگاری یا کم سازگاری پس از مدتی به حاشیه رفتند. علاوه بر این خاستگاه سازهای مذکور نیز نقشی مهم در میزان پذیرش آنها داشته است. برای مثال پیانو و بربت(عود)، کمتر از یکصد سال است که وارد ارکسترهای ایرانی شده اند، اما ملاحظه می کنیم بربت به خاطر ریشه دار بودنش در ایران باستان، هم اکنون حضوری به مراتب قوی تر از پیانو دارد. این که سازهای تازه وارد در حال حاضر چه جایگاهی پیدا کرده اند، مسأله ای چندان قابل توجه نیست، در واقع پرسش اصلی اینجاست که حضور میهمانان دور و نزدیک چه تأثیری بر پیشرفت موسیقی ایرانی داشته و یا خواهند داشت؟ به عبارتی، موسیقی ما از بابت این میزبانی، چه خیری دیده است تا بتواند متقابلا جایگاهی شایسته برای میهمانانش تدارک ببیند؟ نیم نگاهی گذرا به یکصد سال فعالیت ارکستری با شرکت سازهای ایرانی، نیمه ایرانی و غیر ایرانی به روشنی گویای حرکت لاک پشتی موسیقی ایران به سوی تعالی است. نگاه توده وار موسیقیدان ایرانی به سازهای جدید، امکان رشد و باروری آنها را سلب کرده و متقابلا آنها نیز نتوانسته اند تحولی عمیق در موسیقی ایرانی ایجاد کنند. اغلب موسیقیدانان سده اخیر، توجهشان بیشتر معطوف به سونوریته یا رنگ صدایی سازهای مذکور بوده و از دیگر امکانات فنی آنها غفلت کرده اند. به همین دلیل، ملاحظه می کنیم هر ساز تازه واردی، پس از اندک زمانی تبدیل به یک فضاپرکن می شود. همان ملودی هایی را که نی می نوازد، بربت (عود) و تارباس نیز نعل به نعل تقلید می کنند و این قصه در مورد خانواده ویلن، پیانو، قره نی، فلوت، رباب، دیوان، قانون، سنتور، کمانچه و تار هم تکرار می شود. حاصل این نوع نگاه، گروه نوازی است. همه با هم می نوازند، کوچک و بزرگ ندارد، زیرا نوع مشارکت، توده وار است. سازها سهمی کم و بیش برابر دارند و فقط صدای گروه اهمیت می یابد. با این اوصاف، ظهور سلانه، خود به خود نمی تواند تغییری ولو اندک در مسیر پیشرفت موسیقی ایرانی ایجاد کند. با همان نگاه سنتی، تازه می شود یکی از اعضای گروه همنواز که صدایش به اجبار در صدای کل گروه خلاصه می گردد. بنابراین سلانه، هیچگاه شخصیت نمی یابد و به همین سیاق نمی تواند در ارتقای شخصیت موسیقی ایرانی نقشی بپذیرد. اگر اتفاقی که برای نی در نینوا افتاد، برای سلانه هم بیفتد، می توان امیدوار بود که موسیقی ما زاینده و پرورنده است و شایسته است در چنین فضایی، حضور سلانه و سلانه ها را جشن گرفت.